درختم بزرگ شد. قد کشید و پر و بال گرفت. دیگر قرار بود آشیانه ی پرندگان شود. میخواست آسمان را تجربه کند. ناگهان اما تیشه بر میانه ی تنه اش خورد. خم شد. روز به روز هم بیشتر. دارد می شکند. کمکش کن اگر میخواهی باشد.. کمکش کن تنها یاری رسانم.
برچسب: من درختم تو باهار,من درختی کلاغ بر دوشم,من درختی خشک و خسته,من درختم,من درخت تناوری بودم,من درختی استوارم,من درختم تو زمين,من یک درخت سالمم,درخت من,من مناجات درختان را,
نویسنده: زهرا سلیمانی
تاريخ: شنبه
20 شهريور
1395 ساعت: 9:43